تبليغاتX
ازخاک تا افلاک

حضرت امیر علیه السّلام می فرماید:

 مردی نزد رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی كنید، به عملی كه به سبب آن:

  1. خدا مرا دوست بدارد                     
  2. مردم مرا دوست بدارند
  3. دارائیم فراوان شود
  4. بدنم سالم بماند
  5.  عمرم طولانی شود
  6. خدا مرا با تو محشور كند

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:

 این 6 حاجت 6 خصلت می خواهد:

  1. اگر می خواهی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز كن.
  2. اگر می خواهی مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبی و نیكی كن و به آنچه در دست آن هاست طمع نكن و چشم نینداز.
  3. اگر می خواهی دارائیت فراوان شود زكوة بده.
  4. اگر می خواهی بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.
  5. و اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم كن(دید و بازدید خویشان)
  6. و اگر می خواهی خدا تو را با من محشور كند سجده را برای خدا طولانی كن.

(داستان های رسول خدا ، میر خلف راده ص 27 و 28)

+ نوشته شده توسط هاتف در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 23:2 |

مطلبی از طرف دوست خوبم سخن  به دستم رسید،قشنگه، گذاشتم اینجا تاشما هم استفاده کنید.

 نام خدا

با عرض سلام

جوانی  در سال 1355 طی نامه ای محضر علامه سید محمد طباطبائی درخواست دستورات عملی می كند نامه سوال او و جوب علامه بدین قرار است  كه خدمتتان تقدیم می كنم

كلید نجات

محضر مبارك حضرت ایت الله العظمی اقای طباطبائی

سلام علیكم و رحمه الله و بركاته .

جوانی هستم 22 ساله كه تنها ممكن است شما باشید كه به این سوال من پاسخ گویید .

در محیط و شرایطی زندگی می كنم كه هوای نفس و امال بر من تسلط فراوان دارند ومرا اسیر خود ساخته اند و سبب بارز ماندن من از حركت به سوی الله شده اند درخواستی كه از شما دارم این است كه بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این ظلسم شوم را كه همگان گرفتار انند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند ؟ لطفا نصیحت نمی خواهم بلكه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم

23/10/1355

جواب علامه

السلام علیكم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری كه در نامه مرقوم  داشته اید لازم ات همتی بر اورده و توبه ای نموده به مراقبه و محاسبه پردازید به این نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بیدار می شوید قصد  جدی كنید كه در هر عملی كه پیش می اید رضای خدا را مراعات خواهم نمود ، ان وقت در سر هر كاری كه می خواهید انجام دهید نفع اخرت را منظور خواهید داشت به طوری كه اگر نفع اخروی نبود انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در كارهایی كه در روز انجام داده اید فكر كرده و یكی یكی از نظر خواهید گذرانید هر كدام مطابق رضای خدا انجام یافته شكر بكنید و هر كدام تخلف شده استغفار . این رویه را هر روز ادامه دهید این روش گر چه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ ، ولی كلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات (حدید –حشر – صف- جمعه  و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز حالات خود را برای بنده بنویسید . ان شاء الله موفق  خواهید بود .

 ( با استفاده از كتاب لطایف قرانی نوشته صادق زینی صفحه 109)

+ نوشته شده توسط هاتف در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 11:30 |

ادامه ی مطلب...

پاک کردن معايب خود قبل از مرگ

 

 به ما دستور دادند موتوا قبل اَن تَموتوابميريد قبل از اينکه شما را بميرانند. شما آمادگی کامل

 

را برای مرگ داشته باشيد.

 

يعنی عالم برزخ و حتی عالم قيامت خود را طوری  طی کرده باشيد که بدانيد اصلا آنجا هستيد

 

وقتی ما در اين عالم کوچک هستيم خيلی راحت تر می توانيم عيب های خود را برطرف کنيم.

 

و هر  کدام از اين معايب را که قرار است با خود ببريم اينها ميلياردها برابر می شوند و چيزی 

 

که به آن کوچکی بود وبا اندکی پا فشاری روی نفس، حل میشد چرا بگذاریم بزرگتر شود؟!

 

هر عالم نسبت به عالم بالاترش مانند يک حلقه است در بيابان.

 

اندازه يک حلقه نسبت به بيابان چقدر است ؟ حالا برويد در عالم بالا ، آن حلقه بعدی راتبديل کنيد به همان مقياس، ببينيد چقدر می شود ؟ مثلا آن کبر و حسادتی که در وجود ما هست با اين فهمی که پيدا می کنيم و متوجه می شويم که بيماريم و به پزشک اعتماد می کنيم و با اين اعتماد از او به راحتی درمان را دريافت می کنيم و براحتی می توانيم آن را در آنجا اِعمال کنيم.

با يک مصيبتی اين چنين روبرو می شويم که حالا اگر ما را ياری و مدد نکنند، پاک کردن آنها محال است. اينجا هم باز همان شفاعت به داد ما می رسد.

آمدند خدمت پيامبر اکرم صلوات الله عليه و گفتند که شخصی از دنيا رفته و همۀ اموال خود را بخشيده است. حضرت فرمودند : اگر در زمان حيات خودش به جای همه اموالش يک دانه خرما می داد از اين همه اموالش ارزش بيشتری داشت. شما ببينيد اين فرد چه برکت و رحمتی را از دست داده است. همين فردی که وصيت می کند بعد از مرگ من اين را بدهيد ! خوب چه کاری است که بعد از مرگ اين کار را انجام دهيم ؟ پس روی اين حقيقت خوب فکرکنيد که اگر ذره ای رذيله در وجود ما بماند با همان محاسبه، حساب کنيد و ببينيد پاک کردنش چقدر سخت تر می شود.

پس ما را آوردند در اين عالم سفلی تا با آسانترين وجه بتوانيم معايب را از بين ببريم. از يک طرف هم گفتيم که ما برای آن اطاعت و اينکه به اين حقيقت برسيم که ولیّ خودمان را پيدا کنيم و آن رحمت ما را در بر بگيرد. يعنی بتوانيم در کنار اعتماد به ولیّ خودمان آن اطاعت را بدست بياوريم تا با اين اطاعت يکی يکی ، زشتی ها را از بين ببريم. در اين عالم سفلی بهتر از هر حالت می شود. ما گفتيم که به پزشک حاذقی احتياج داريم. اين پزشک حاذق در کل کائنات يکی است.  خداوند احد و واحد آن پزشک حاذق است که خالق ربّ ماست و تمام مشکلات ما را می داند. پس به اين شکل ما بايد اين اعتماد را بدست بياوريم و آن کسانی که توانستند صد درصد اعتماد کنند به خدای احد و واحد ، کسانی نيستند جز چهارده معصوم عليهم السَّلام و آنهايی که در مرتبه بعدی توانستند بهترين حالت را داشته باشند، کسانی نيستند جز 124 هزار پيامبر که از اين پيامبران پنج نفر از آنها از پيامبران اولوالعزم هستند که يک نفر آنها پيامبر خاتم ما آقا رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم هستند. بعد از اينها اوليای خدا ، شهداء و افرادی که در مرتبه بعد از آنها قرار دارند. ما در نماز درخواست می کنيم که ما صراط مستقيم می خواهيم و بعد آن را اين طور معرفی می کنيم ، راه کسانی را می خواهيم که شما به آنها نعمت داديد. نعمت از نظر خداوند با اين پينش که انجام داديم، نعمت چيست ؟ که آنها صاحب نعمت هستند. اين نعمت اعتماد است که در کنارش اطاعت بروز کرده است. چرا که ما خود پيامبر را که در نماز شهادت می دهيم.

در ابتدا به عبد بودن ايشان و بعد به رسالت ايشان. چه چيزی پيامبر صلوات الله عليه را عبد کرده است ؟ اطاعت ايشان. چه چيزی اطاعت را در ايشان ايجاد کرده ؟ همان اعتماد که آن يقين کامل است.

به ما گفتند که شما دست خود را به آنها بدهيد و به سمت صراط مستقيم حرکت کنيد. اينها صاحب نعمتند و اطاعت محض دارند و شما که به آنها متصل شديد اينها نور دارند به همين جهت به عنوان هدف متوسط قرآن عنوان می کند و ما خلقتَ الجن والانس الا لِيَعبدون. که من جن و انس را خلق نکردم مگر بخاطر انجام عبادت که در اثر اعتماد است و شما هم از اين نور استفاده کنيد.

برگرفته ازسخنان استادم

الهی، نور برهانم داده ای ،  نار وجدانم بده!

 

 ادامه دارد...

                                                     

+ نوشته شده توسط هاتف در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:23 |
                                  

  ماه ضیافت الله ماه نزول قرآن مبارک باد

+ نوشته شده توسط هاتف در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 18:40 |

ادامه ی مطلب...

  مسیر ظهور مولا صاحب الزمان (عج) ...

چنان که گفتیم در سورۀ ملک ما را دعوت کردند به يک نمايشگاهی که با دیدن اين نمايشگاه اولين نشانه ايمان خشيّت در وجود بروزمی کند .

فرمودند : اولين نشانه مؤمنين اين است که فی صلاتِهِم خاشِعون.

پس خشيّت را در وجود خود ايجاد میکنيم و حرکت در اين نمايشگاه امکان ندارد مگر اينکه با انعمت عليهم همراه شويم و با ديد شجره ای، فکر شجره ای و عملکرد شجره ای متصل به آن شجره طوبی شده و هر لحظه متوجه باشيم که هيچ کدام از اين انوار يا اعمالی که بدست می آوريم و انجام می دهيم، با فهم و درکی که از کنار اين انوار بدست می آوريد از ما نيست و همه اينها تفضلی است. و اينها را به ما عنايت کردند.

هيچ لحظه و زمانی  اجازه ی ورود چيزی به نام غرور و کبر و عجب را  به وجود ندهيم که تا بتوانيم گام به گام با اين نمايشگاه حرکت کنيم و اين مسير را طی کنيم.

گفتيم اين آسمان هفتگانه ای که ما را در آن به عنوان نمايشگاه دعوت کردند طباقا است.

 

يعنی ما بايد يک موضوع را بفهميم تا اين نور باعث شود که ما موضوع بعدی را بفهميم و گفتيم

 

 اينگونه است که گويی ما يک نوری را که همان نور علم است به دست گرفتيم که فرمودند : 

 

 العلمُ نورٌ یقظفُهُ الله من يَشاء . داريم حرکت می کنيم. حالا اين نور هر چه قدر که هست.

 

چون  در حال حرکت هستيم، اين نور هم با ما در حرکت است.  

 اگر ما ايستاده باشيم اين نور فقط جلوی پای ما را روشن می کند. اما اگر حرکت کنيم همزمان با ما هر چقدر ما مسير را طی کنيم همان مقدار نور برای ما مسير جديدی را روشن می کند و مهم ّ جديدی را به شما میدهد و شما را به مسائلی که حول و اطراف زندگی ماست، واقف تر می کند و ما بهتر می توانيم ربّ خود را بشناسيم.

هر چه بهتر ربّ را بشناسيم اعتماد ما بالا می رود، هر چه اعتماد بالا رود اطاعت و بندگی بيشتر می شود.

چون تا ما ندانيم که بيمار هستيم اصلا سراغ دکتر نمی رويم. ولی وقتی دانستيم که بيماريم بلافاصله دنبال يک دکتر حاذق می گرديم. به اندازه ای که به اين دکتر اعتماد داريم می توانيم دستورات دارويی او را انجام بدهيم. اگر اعتماد ما کم شود ديگر نمی توانيم داروها را مصرف کنيم و اگر هم مصرف کنيم دارای يک نظمی که دکتر دستور داده است نخواهد بود و چون اميد ما پايين می آيد، درصد معالجه کم می شود.

 عالم را به شکل يک قيف است که ما را در اين عالم سفلی قرار دادند که اين عالم سفلی پايين ترين عالم است. و بعد وقتی ما در اين عالم قرار می گيريم بهترين حالت است که ما بتوانيم زشتی ها و رذايل را از خودمان دور کنيم و اين خيلی زيبا بود برای من که فهميدم چرا حضرت آدم را به اين عالم هبوط دادند و ما فقط در اين دنيا راحت تر از هر جای ديگری که عالم سفلی است و کوچکترين و پايين ترين عالم است ، کمتر از همه جا زشتی ها پيداست.

اگر اينجا بتوانيم اين وفای به عهد را دريافت کنيم خيلی راحت است.

 

اما هر مقداری  که نتوانستيم، بامعايب خود بعد از مرگ ما را در عوالم بعدی قرار می دهند،

 

ما منتقل می شويم به عالم برزخ چه بخواهيم و چه نخواهيم....

 

برگرفته ازسخنان استادم

 الهی،تا به حال می گفتم گذشته ها گذشت، اکنون می بینم که گذشته هایم

 

نگذشت بلکه همه در من جمع است.آه، آه ،از یوم الجمع!      (علامه حسن زاده آملی)

 ادامه دارد... 

+ نوشته شده توسط هاتف در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 23:43 |

هدف از درخواست نورها ، وفای به عهداست

در زیارت آل یاسین بعد از اينکه به قسمت دعا می رسيم و نورها را درخواست می کنيم، برای اينکه سينه محکم و استوار شود و ما نور ايمان را دريافت کنيم، نور نيات را دريافت کنيم ، نور عزم و نور عمل را و نور صدق و نور بصائر و همۀ اينها را دريافت کنيم، و بعد عنوان می کنيم که نور موالات را به ما بدهيد که موالات همان محبت پی در پی است.

اين نور را درخواست می کنيم. چرا ؟ بعد می گويد حتی القاک. تا آن ملاقات و ديدار صورت بگيرد که نتيجه اش می شود وقد وفيتُ بعَهدِک. خود دريافتِ اين نورها هيچ کدام هدف نهايی نيست. نوری که بتواند عزم به انسان بدهد، همه آن نور، ولی بازهدف نيست. و بعد اينکه خود رسيدن به اين مقام هم هدف نيست. هدف اين است که من آن وظيفه ای که بر دوشم گذاشتند که وفای به عهد است و کنار پيام خداوند که فرمودند : الستُ بربکم. همه ما جواب داديم : قالوا بلی. بتوانيم آن وفای به عهد را داشته باشيم بعَهدکَ و ميثاقِک. بعد می توانيم اين حقيقت را دريافت کنيم فَتغَشّينی رَحمتک يا ولیُ يا حميد.

که گفتيم وقتی انسان به سمت آن رحمت حرکت می کند و کليد رحمت که زهرای اطهر(س) است را پيدا می کند ، در حقيقت حرکت او از ظلمت به سمت نور می شود. وقتی از ظلمت به سمت نور حرکت کرد، خودش را پيدا می کند و تحت ولايت او حرکت می کند.

وقتی تحت ولايت حرکت می کند، اعمال او با ارزش می شود و دارای نورمیشود و گفتيم که هيچ کدام از اين اهداف که ما به طور متوسط به آنها می رسيم ، يک موفقيت های نسبی پيدا می کنيم، حتی اينکه همۀ ما با الفبای ربوبيت آشنا شديم که گفتيم بايد بفهميم که هيچ چيز اتفاقی نيست و هر چيزی که در حول و اطراف ما رخ می دهد دارای پيام است و ما بايد پيام اين مسائل را دريافت کنيم و با ربوبيت ارتباط برقرار کنيم و بفهميم که پروردگار به ما چه می خواهد بگويد از اينکه اين حادثه در کنار ما رخ داد و برای ما چه پيامی دارد ؟   

 و من چه چيز را بايد بفهمم. از آن وقتی که انوار به وجود انسان تابيده می شود، بخشی از آن را می فهمد. تا حرکت می کند به اين سمت که وقتی توانست انوار را با يک نظم خاصی تا حدی که بشود به آن گفت نور را در بر بگيرد و بعد به آن لقاء برسد، وقتی  به عهدش وفا کرد تازه همه وجودش را رحمت می پوشاند.

اين همان ظهور مولا صاحب الزمان (عج) است که ما بايد اين سير را حرکت کنيم تا به ظهور مولا صاحب الزمان (عج) برسيم....

برگرفته ازسخنان استادم     

الهی، خوشا آنکه بر عهدش استوار است وهمواره محو دیدار است!

                                                                                                                        (علامه حسن زاده آملی)

  ادامه دارد...                                              

 

+ نوشته شده توسط هاتف در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 13:4 |

 ادامه ی مطلب...                                                                                                                       

با بزرگان به نمايشگاه بياييم ...

 من بايد مرحله به مرحله اين کمال را طی کنم ، ما را به اين نمايشگاه دعوت کردند برای اينکه همين مراحل کمال را طی کنيم. به ما گفتند که حتما بايد با بزرگان به اين نمايشگاه بياييد و گرنه خيال می کنيم که همه چيز را فهميديم و ديديم.

اينجا بايد يکی بالاتر از من باشد تا مرحله بالاتر را نشان دهد تا من سرم پايين بيايد و بفهمم.

که هر کدام ازاين معرفت ها دريچه ای باشد که من را به مرحله بعدی اين معرفت برساند. و بتوانم اين نماز را هدف ندانم که من را را مغرور کند و نوع نگاهم را تغيير دهد.

پس با اين توصيف به جای اينکه من سرم پايين تر برود، بالاتر رفت.درحالی که درسورۀ مؤمنون اولين نشانه ای که عنوان می کنند می گويند : الذين هم فی صلاتهم خاشعون.

يعنی آنها سرشان پايين است. خود ما هم ديديم که وقتی درخت ميوه می دهد سرش پايين می آيد. چه طور شد که من از يک طرف ادعا دارم که ميوه دارم و از طرفی هم سرم رفت بالا ؟ جالب است که اينجا شيطان دو بهره می برد اول اينکه به من غرور می دهد و اين طور سر من را بالا می برد و اين را به عنوان يک هدف اعلی نشان می دهد ، بعد از اين وجود من را هم بسته می کند و من ديگر از کائنات نمی توانم بهره ببرم.

 که گفتيم کل کائنات ، استاد و معلم ما هستند و ما می توانيم مثلا روباه را ببينيم و بفهميم که فريبندگی چه قدر بد است. يا کلاغ را ببينيم و آن حيايی که در کلاغ هست را بدانيم که چه قدر زيباست. اينها همه بازيگرند ، نقش بازی می کنند و دائم در حال تسبيح هستند. منتهی بايد زنبورعسل اين شهد را ذره ذره از گل بگيرد و اين دارو برای هر دردی شود.

يا مثلا مورچه جمع آوری اش به اين شکل باشد که من بتوانم ذخيره کردن را از او ياد بگيرم. حالا از آن طرف اين غرور را به من می دهد ، از يک طرف هم اين در به روی من بسته می شود و اينها ديگر نمی توانند استاد من باشند. درحالی که حقيقت اين است که من از آنها پايين تر آمدم.

   الهی، شکرت که از اساتید بی رنگ،رنگ گرفته ام

به ما می گويند که : اولئک کلانعام بل هم اضلّ. يعنی تو گمراه تر از آنها شدی. آنها فقط می توانند تا تسبيح معلم تو باشند و تو از آنها خيلی بالاتر هستی. و اگر ما بتوانيم به تسبيح برسيم ، مابقی را هم دريافت می کنيم.

ما بعد از اينکه در زيارت آل ياسين حق ها را دريافت می کنيم و شهادت ها را عنوان می کنيم ، بعد يکی يکی شهادت می دهيم به چهارده معصوم عليهم السَّلام ، در اين شهادت به   چهارده معصوم عليهم السَّلام ، اگر شهادت به اميرالمؤمنين عليه السَّلام درست نباشد ، ما نمی توانيم به بقيه معصومين شهادت بدهيم. يعنی شهادت ما واقعی نخواهد شد.

کلمه اميرالمؤمنين فضل است، فضل يعنی آنچه که به تو دادند تفضلی است حتی اگر احساس کنی که اين مقصد اعلی است، بايد بفهمی که اين تفضلی  است.                                               

 هيچ استحقاقی در کار نبوده و اين طور نبوده که من از همه بالاتر باشم. پس اصلا راهی برای غرور باقی نمی ماند. ما بايد در غرور را ببنديم ولی نمی توانيم جلوی غرور را بگيريم ، ما بايد در غرور را ببنديم تا اصلا ديگر وارد نشود. چون اينها اصلا چيزی است که خدا داده است.

همه اينها را به من تفضل و عنايت کردند. حالا اگر اين تفضل را در تمام حالات ، حتی اگر خيال کنم اين هدف ها ، هدف اعلی است و آن را با هدف متوسط اشتباه بگيرم ، باز به من توقف نمی دهد. چون اگر واقعا احساس کنم که اين تفضلی است دری بسته نمی شود. چون بلافاصله که ما بفهميم کسی کاری برای ما انجام داده ، در صدد برمی آييم که کاری برای او انجام دهيم.

 همه مشکل ما آن وقتی است که ما نمی فهميم طرف برای ما کاری کرده ، ما که آنقدر متکبرانه حرکت می کنيم و می گوييم خدا به ما چه داده است ؟ چرا من آن چيز را از او خواستم، به من نداد ؟ اين به خاطر اين مسئله است که ما نعمات را نمی بينيم و گر نه اگر ما نعمت را ببينيم ، خود به خود سرمان را پايين می آوريم و در صدد تشکر برمی آييم.

به ما گفتند که به محض اينکه تشکر کردی لازيدنّکم. ما مرحلۀ بعدی را به تو می دهيم. خود همين ، راه را برای ما باز می کند. حالا علت اينکه شيعيان را با اميرالمؤمنين عليه السَّلام می شناسند ، همان تفضل است. 

يعنی اگر شما کلمه بعدی که کلمه حضرت زهرا سلام ا...عليها است و آن وجود است ، واقعا فکر کنی که اين وجود ساطع شده ، از حضرت زهرا سلام ا...عليها است. نه اينکه خيال کنیم من ارزشی داشتم و اينجا همان تفضلی را هم که دريافت کردم از دست می دهم و ديگر ارزش ندارد. يا آن قدرتی که ما داریم و کلمه امام مجتبی عليه السَّلام است ، اگر بفهمم که اين قدرت را تفضلا به من دادند و هيچ استحقاقی در تو نبوده است. و اينجا به محض اينکه خيال کنم اين از خودم است ، فوراً آن قدرت را از دست می دهم.

پس اگر اين تفضل در وجود انسان باشد ، يکی از راه هايی که انسان حرکت می کند به اين سمت که آن بندگی واقعی را به دست بياورد ، درک همين مطلب است.

برگرفته ازسخنان استادم      

 الهی،از تو شرمنده ام که بندگی نکردم،و از خود شرمنده ام که زندگی  نکردم،و از مردم شرمندم که اثر وجودیم برای ایشان چه بود!

 

 ادامه دارد...     

+ نوشته شده توسط هاتف در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 1:9 |

                                    الا که نور خدا در جمال داری تو             

                                 جلیله هستی و عز و جلال داری تو

                                نگاه فاطمه را میتوان در چشمت دید     

                               که عکس مادر خود در جمال داری تو

                                     دختری چون او ندیده روزگار                  

                                       کوچک اما معجز پروردگار

                                       دختر اما مادر مردان مرد                       

                                     باغ قلب او پر از گلهای  درد       

                                     دختری از نسل مولای غدیر                 

                                  پیش او شاهان عالم سر به  زیر

                                   دختری از جنس اشک فاطمه               

                                  عشق را هر لحظه کرده زمزمه

                                      بانی باران امید  آفتاب              

                                  میچکد از چشمهای او شباب                                        

                                  

حسین دُردانه ی خدا و رقیه دُر حسیــن است.

 هجدهم شعبان سالروز میلاد دردانه ی دردانه ی خدا باب الحوائج سائلین، نور دیدگان زینب، دلداده ی عباس، تجلی گاه زهرا(س) و امید دلهای شیعیان بر عاشقان مبارک باد

        

+ نوشته شده توسط هاتف در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 23:0 |
  میلاد منجی عالم بشریت،محو کننده ی ظلم وستم،یاور مستضعفان،حضرت ولی عصر(عج) مبارک باد

                                                او خواهد آمد

                                              مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد

                                               به تن مرده و بی جان جهان جان آمد

                                               نور توحید نگر در همه عالم برپاست

                                                 مهدی فاطمه آن ماه فروزان آمد

+ نوشته شده توسط هاتف در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 2:35 |

سلام ای یوسف زیبای لیلا                       شبیه مصطفی در خلق وسیما

سلام ای دلربای فاطمیون                         رسول دومین هاشمیون

سلام ای جلوه ی ثانی حیدر                    که هستی جرعه ی صحبای کوثر

سلام ای غنچه ی ناز گل یاس                  که باشی بر پیمبر اشبه الناس

 

 

ولادت حضرت علي اکبر عليه السلام بر  شيعيان مبارک باد

+ نوشته شده توسط هاتف در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 14:24 |