تبليغاتX
ازخاک تا افلاک - تامقصد نهایی راه بسیار است...

ادامه ی مطلب...

پاک کردن معايب خود قبل از مرگ

 

 به ما دستور دادند موتوا قبل اَن تَموتوابميريد قبل از اينکه شما را بميرانند. شما آمادگی کامل

 

را برای مرگ داشته باشيد.

 

يعنی عالم برزخ و حتی عالم قيامت خود را طوری  طی کرده باشيد که بدانيد اصلا آنجا هستيد

 

وقتی ما در اين عالم کوچک هستيم خيلی راحت تر می توانيم عيب های خود را برطرف کنيم.

 

و هر  کدام از اين معايب را که قرار است با خود ببريم اينها ميلياردها برابر می شوند و چيزی 

 

که به آن کوچکی بود وبا اندکی پا فشاری روی نفس، حل میشد چرا بگذاریم بزرگتر شود؟!

 

هر عالم نسبت به عالم بالاترش مانند يک حلقه است در بيابان.

 

اندازه يک حلقه نسبت به بيابان چقدر است ؟ حالا برويد در عالم بالا ، آن حلقه بعدی راتبديل کنيد به همان مقياس، ببينيد چقدر می شود ؟ مثلا آن کبر و حسادتی که در وجود ما هست با اين فهمی که پيدا می کنيم و متوجه می شويم که بيماريم و به پزشک اعتماد می کنيم و با اين اعتماد از او به راحتی درمان را دريافت می کنيم و براحتی می توانيم آن را در آنجا اِعمال کنيم.

با يک مصيبتی اين چنين روبرو می شويم که حالا اگر ما را ياری و مدد نکنند، پاک کردن آنها محال است. اينجا هم باز همان شفاعت به داد ما می رسد.

آمدند خدمت پيامبر اکرم صلوات الله عليه و گفتند که شخصی از دنيا رفته و همۀ اموال خود را بخشيده است. حضرت فرمودند : اگر در زمان حيات خودش به جای همه اموالش يک دانه خرما می داد از اين همه اموالش ارزش بيشتری داشت. شما ببينيد اين فرد چه برکت و رحمتی را از دست داده است. همين فردی که وصيت می کند بعد از مرگ من اين را بدهيد ! خوب چه کاری است که بعد از مرگ اين کار را انجام دهيم ؟ پس روی اين حقيقت خوب فکرکنيد که اگر ذره ای رذيله در وجود ما بماند با همان محاسبه، حساب کنيد و ببينيد پاک کردنش چقدر سخت تر می شود.

پس ما را آوردند در اين عالم سفلی تا با آسانترين وجه بتوانيم معايب را از بين ببريم. از يک طرف هم گفتيم که ما برای آن اطاعت و اينکه به اين حقيقت برسيم که ولیّ خودمان را پيدا کنيم و آن رحمت ما را در بر بگيرد. يعنی بتوانيم در کنار اعتماد به ولیّ خودمان آن اطاعت را بدست بياوريم تا با اين اطاعت يکی يکی ، زشتی ها را از بين ببريم. در اين عالم سفلی بهتر از هر حالت می شود. ما گفتيم که به پزشک حاذقی احتياج داريم. اين پزشک حاذق در کل کائنات يکی است.  خداوند احد و واحد آن پزشک حاذق است که خالق ربّ ماست و تمام مشکلات ما را می داند. پس به اين شکل ما بايد اين اعتماد را بدست بياوريم و آن کسانی که توانستند صد درصد اعتماد کنند به خدای احد و واحد ، کسانی نيستند جز چهارده معصوم عليهم السَّلام و آنهايی که در مرتبه بعدی توانستند بهترين حالت را داشته باشند، کسانی نيستند جز 124 هزار پيامبر که از اين پيامبران پنج نفر از آنها از پيامبران اولوالعزم هستند که يک نفر آنها پيامبر خاتم ما آقا رسول الله صلوات الله عليه و آله و سلم هستند. بعد از اينها اوليای خدا ، شهداء و افرادی که در مرتبه بعد از آنها قرار دارند. ما در نماز درخواست می کنيم که ما صراط مستقيم می خواهيم و بعد آن را اين طور معرفی می کنيم ، راه کسانی را می خواهيم که شما به آنها نعمت داديد. نعمت از نظر خداوند با اين پينش که انجام داديم، نعمت چيست ؟ که آنها صاحب نعمت هستند. اين نعمت اعتماد است که در کنارش اطاعت بروز کرده است. چرا که ما خود پيامبر را که در نماز شهادت می دهيم.

در ابتدا به عبد بودن ايشان و بعد به رسالت ايشان. چه چيزی پيامبر صلوات الله عليه را عبد کرده است ؟ اطاعت ايشان. چه چيزی اطاعت را در ايشان ايجاد کرده ؟ همان اعتماد که آن يقين کامل است.

به ما گفتند که شما دست خود را به آنها بدهيد و به سمت صراط مستقيم حرکت کنيد. اينها صاحب نعمتند و اطاعت محض دارند و شما که به آنها متصل شديد اينها نور دارند به همين جهت به عنوان هدف متوسط قرآن عنوان می کند و ما خلقتَ الجن والانس الا لِيَعبدون. که من جن و انس را خلق نکردم مگر بخاطر انجام عبادت که در اثر اعتماد است و شما هم از اين نور استفاده کنيد.

برگرفته ازسخنان استادم

الهی، نور برهانم داده ای ،  نار وجدانم بده!

 

 ادامه دارد...

                                                     

+ نوشته شده توسط هاتف در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:23 |