تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!
| به ديوار و در اين بيت توحيد بود اين بارگاه خلد آذين مزار حضرت معصومه اينجاست چو اينجا شد چراغ عشق روشن بُوَد اين درگه از ابواب رحمت كه اشك عاشقان شد جويبارش تو اى زائر به تعظيم شعائر بيا اينجا به اشك خود وضو كن بپا خيز و بخوان اذن دُخولش به اذن حيدر و زهراى اطهر قدم چون مى نهى داخل از اين در زند چون حلقه براين درگدائى كه: اى سائل! دعايت مستجاب است بخواه از رحمت حق هر چه خواهى «حسانا»، قم كه دارُالمؤمنين است |
فروغ عترت و قرآن توان ديد |
+ نوشته شده توسط هاتف در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت
15:3 |

